محمد اعظم خان ناظم جهان
136
قرابادين اعظم ( فارسى )
حناى مسحوق را با روغن بالاى آتش نرم بمالند كه مثل مرهم شود بر جاى ضربه و سقطه بربندند گرمگرم كه الم بر طرف مىشود ايضا براى ضربه و خون منجمد شده صفت آن پهتكرى يك ماشه را كوفته در روغن زرد به قدر چهار فلوس انداخته بريان نمايند كه پهتكرى در ته روغن منجمد شود روغن بالا گرفته در آن ميده و شكر آميخته حلوا سازند و بخورند و من جمله حلواى مذكور يك گولى بسته در آن پهتكرى مذكور نهاده بخورند و همچنين سه روز به عمل آورند كه بهتر از موميائىست ايضا كه درد ضربه و سقطه و ريحى را از مجربات والد مرحومست صفت آن كچله را به آب بر سنگ سائيده بر كنارهء كتوره جمع مىنموده باشند و برابر آن ايلوا سائيده آميخته بر آتش بپزند چون مثل حريره شود اندكى سركه آميخته نيم گرم طلا كنند ايضا از مجربات حكيم على صفت آن ريوند چينى حنا خطمى زردچوب نرم بسايند كه مثل غبار شود بر عضوى كه كوفت يافته باشد بربندند بسيار نافعست و اگر بر جراحت رطبه بربندند به زودى خشك كند دوائى كه مضروب بسياط يعنى تازيانه زده را نافعست صفت آن بايد كه اعضاى او را بآهستگى بمالند و پارچهء كتان را بگلاب و آب سرد تر كرده بنهند و مرهم سفيداب بمالند و بهتر آنست كه پوست گوسفند وقتىكه باز كرده باشند گرمگرم بر موضع ضربه نهند دوائى كسر يعنى شكستن استخوان صفت آن اول آن عضو را بملايمت بكشند و استخوان را برابر كنند و موضع كسر را از عصابه باعلاى آن بربندند و از عصابهء ديگر از موضع كسر تا اسفل آن بندند و بالاى آن جبائر بندند بعد آن فصد و اسهال كنند و شورباى مرغ بدهند و يك مثقال گل ارمنى و نيم مثقال موميائى با جلاب شكر بدهند و عصابه را تا سه روز وا نكنند مگر آنكه از بستن آن درد شديد و خارش پيدا شود بكشايند و آب گرم بر آن ريزند و بعد از يك ساعت باز عصابه را در گلاب و سركه و روغن گل تر كرده بربندند و عدس و مغاث و گل ارمنى و اقاقيا در آب مورد ضماد كنند و غذاى لزج مانند هريسه و پاچه و تخم مرغ خورند و اگر با كسر ورم هم باشد صندل و آب كشنيز سبز و آب كاسنى سبز و طلاى نرد طلا كنند و اگر خون جارى باشد دم الاخوين و كندر سوده بر آن پاشند و تعقد و صلابت كه بعد انجبار استخوان باشد اگر تازه باشد قطعهء اسرب بر آن نهاده بعصابه محكم بندند و اگر كهنه باشد از امخاخ و شحوم و ادهان قيروطيات ملايم كنند دوائى خلع و وثى و وهن صفت آن در خلع مفصل بملايمت بر جا آورند بعده تسكين درد و ازالهء ورم كنند و در همه عضو را برفق بمالند و برگ مورد و مغاث و خطمى سحق كنند و با زردهء تخم مرغ طلا كنند و اگر با آن ورم باشد فصد كنند و ضمادى كه در ضربه گذشت طلا كنند ايضا كه موچ را باصلاح آرد صفت آن آب گرم بسيار بر عضو مؤف ريزند و گل ارمنى با سپيدهء بيضهء مرغ سرشته ليپ كنند و به آتش عضو را گرم نمايند تا دوا ميل به خشكى آرد و در مفتاح عوض هر دو دوا گيرد و زردهء تخم مرغ مرقومست و ضماد زردچوب سوده بزردى تخم مرغ آميخته نيمگرم نمودن و بالاى آن برگ تنبول گرم كرده بستن نيز معمولست ايضا كه بغايت سودمندست صفت آن مغز تخم بيد انجير مال كنگنى آنبه هلدى كنجد سياه پيه گردهء بز مساوى كوفته در پارچه بسته گرم نموده تا چهار ساعت تكميد كنند پس همه اجزا را نيمگرم ببندند و بعد از سه روز بكشايند و تجديد كنند و در ايام تابستان هر روز بايد ساخت دوائى نافع جميع سموم مشروبه صفت آن اگر آن